تبليغاتX
وبلاگ گردی

وبلاگ گردی

گفتنی ها کم نیست

جملات زیر بخشی از سخنان اعضاء پیش رو ترین گروه های اصلاح طلب در چند روز اخیر و بعد از رد صلاحیت فله ای است. همه ی این نقل قول ها از سایت نوروز انتخاب شده اند:

"اهمّيّت جايگاه مجلس و شرايط حساس كشور ايجاب مي‌كند ياران به هوش باشند و فرصت حساس كنوني را از دست ندهند. ضروري است دوستان با جدّيت به كار خود ادامه دهند و در تشويق مردم براي حضور آگاهانه پاي صندوق‌هاي رأي جهت نجات مجلسي كه حضرت امام آن را "رأس امور" و بالاترين مرجع تصميم‌گيري دانست غفلت نورزند"

"ما باید هم چنان از میان لیست ناشناسان افرادی که غیر از لیست آنها است انتخاب کنیم و بگوئیم سناریوی شما که حذف همه، غیر خودتان هست، شکست خواهد خورد."

"روشن است که هر گونه برنامه اصلاح طلبان برای واگذاری زودهنگام میدان به رقیب ، خودزنی و خودکشی است . بقول آن بزرگ ، اگر قرار است حذف شویم و از بین رویم ، چرا با دست خود حذف شویم ...البته غیبت اصلاح طلبان می تواند این فرصت ها را به تهدید تبدیل کند و یا دست کم امکان تاثیر و تاثر را از آنها بگیرد ."

"نمي توان انتظار رفتار اپوزيسيون وار و رويکرد جامع به حوزه جامعه مدني از جمعيت ها و لايه هاي مرتبط با جبهه دوم خرداد، داشت. خرده يي هم بر اين نحو از حضور نيست؛ چه بسا که شکل‌گيري يک اقليت متوسط از اصلاح طلبان در مجلس هشتم، و پيوند خوردن آن با برخي نمايندگان مستقل، ضريب امنيت بينش انتقادي و فضاي تنفس دگرانديشان را ارتقا دهد."

به نظر می رسد تصمیم گیرندگان، طرف خود را خوب شناخته اند. کم کم دارم به این نتیجه می رسم که عقل جمعی مردم هم در میان یا درازمدت اشتباه نمی کند، آن ها هم خوب شناخته بودند این ها را.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 بهمن1386ساعت 10:48  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
شاید بدانید که صلاحیت درصد بسیار بالایی از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم تأیید نشده است، به طوری که مثل انتخابات مجلس هفتم امکان رقابت (حتی در سطح جناح های درون حکومت) هم منتفی شده است.
اصلاح طلبان هم این روزها در به در دنبال راه حلی می گردند که بن بست پیش آمده را به نوعی از پیش رو بردارند. از سوی دیگر اکثریت بزرگی از مردم، با وجود نارضایتی از وضع موجود، نه امیدی به بهبود اوضاع دارند
و نه راهی برای برون رفت از آن می شناسند و نه علاقه ای به برآمدن دوباره ی افراد دست سوم بی خاصیت در میان  اصلاح طلبان دارند. پس چه باید کرد؟

مهم ترین راه های پیش روی اصلاح طلبان شامل موارد زیر است:

الف) تحریم : که از یک سو اصلاح طلبان حاضر به تحمل هزینه ی این خواسته نیستند و از سوی دیگر فایده ای هم از آن حاصل نمی شود.
ب) عدم مشارکت: هزینه هایش از مورد قبلی کم تر، اما فایده اش هم کم تر است.
ج) مشارکت در حوزه هایی که امکان رقابت حداقلی باشد: یک اقلیت خنثی نه سودی برای اصلاح طلبان خواهد داشت و نه وجهه ای برای آن ها در میان مردم باقی می گذارد.
د) گدایی صلاحیت از مقامات بلند پایه: نتیجه مانند مجلس هفتم خواهد بود و همان آثار مورد (ج) برایش پیش بینی می شود.

ظاهراً تمام راه ها بسته است، اما راه حل پیشنهادی من:
از همه ی مردم می خواهیم در انتخابات شرکت کنند و به یک عبارت دوکلمه ای رأی بدهند: "انتخابات آزاد"!

مزایای این پیشنهاد:

الف) در تمام مناطق کشور دست اندرکاران صدای مردم را خواهندشنید و در آمار آراء مخدوش تأثیر ژرفی بر جا می نهد.
ب) برای مردم هزینه ای ندارد، آراء بی هدف را جذب می کند و اصلاح طلبان و ناامیدان از آنها را پیوند می دهد.
ج) برای دعوت کنندگان هزینه ای ندارد و به شیوه ای کاملاً مدنی اجرا می گردد.
د) احتمالاً بسیاری از نیروهای سیاسی داخل و خارج از کشور به آن می پیوندند.
ه) تصویر اصلاح طلبان در ذهن مردم بازسازی خواهد شد و امید به بهبود و تغییر تقویت می شود.
و) فراگیر شدن پیشنهاد می تواند به عقب نشینی طرف مقابل و تجدید نظر او بینجامد که یک پیروزی دلچسب مدنی را شکل خواهد داد.
ز) تبلیغات انتخاباتی به جای این که حول کاندیداها باشد حول "انتخابات آزاد" خواهد بود.
ح) حتماً مقامات بلندپایه هم در خفا آمار را بررسی می کنند و به اندیشه فرو خواهند رفت.
*****************
اگر عضو بالاترین هستید یا وبلاگ یا سایتی دارید، لطفاً به گسترش این ایده و لینک دادن به این مطلب کمک کنید، در این صورت مرا هم خبر کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 بهمن1386ساعت 20:10  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
علی شریعتی در نیایش هایش از خدا قدرتی می خواست که آن چه می تواند تغییر دهد را تغییر دهد و عقلانیتی که با آن چه نمی تواند تغییر دهد بسازد.
به نظرم در انتخابات مجلس هشتم -همان طور که به راحتی قابل حدس زدن بود- جایی برای اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده است. اگر عاقل باشیم باید بفهمیم که در این تصمیم از پیش اتخاذ شده تغییر چندانی نمی توان داد و با آن باید ساخت. جنجال کردن هم ندارد. تصمیم گیرنده ی اصلی به تلویح و صراحت موضوع را به سمع و نظر اهل تمیز رسانده بود.
اما در این شرایط چه باید کرد؟ عدم شرکت؟ قهر؟ رایزنی؟ تحریم؟ تحصن؟ سر و صدا؟ نامه پراکنی؟...
به نظر من فایده ای از این روش ها حاصل نشده و نمی شود. فریاد "تحریم،تحریم" هم سرپوشی بر راحت طلبی و ندانم کاری اصلاح طلبان به بن بست رسیده است. تئوریزه کردن انفعال است، چنان که پیش تر در یادداشتی قدیمی نوشته بودم.
بهتر است بر "آن چه می توان تغییر داد" تمرکز کرد.با شرایط پیش رو مجلس هشتم، سر به راه تر و "تدارکاتچی"تر از مجلس هفتم پیش بینی می شود. حتی به دولت نیز نزدیک تر خواهد شد.
***************
اما چه چیز را می توان تغییر داد؟ آیا به قول شاملو :
"همه چیزی از پیش حساب شده است و معلوم
و پرده در لحظه ی محتوم فرو خواهد افتاد"؟
سوال کلیدی این است: "در نمایشی که با حضور تماشاگرانی نه چندان معدود اجرا خواهد شد، چه نقشی را می توان ایفا کرد تا نتیجه به بدی مورد انتظار نباشد؟"
***************
در وبلاگستان واکنش و تفکر چندانی در این زمینه ندیدم. اگر حتی حاضر نیستید به این سوال فکر کنید، چرا فکر می کنید شایسته ی زندگی بهتری هستید؟
+ نوشته شده در  جمعه 5 بهمن1386ساعت 19:51  توسط فرهاد  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin